نکته ۲ : نوع تمرین و نوع بازی مهم نیست . مهم تمرین و بازی هست که مورد علاقه کودک باشه . اگه کودکتون از توپ بازی خوشش میاد . تمارین اولیه و بازیهای اولیه با توپ باشه . اگه کودکتون از حلقه هوش خوشش میاد . بازیها و تمارین اولیه با حلقه هوش باشه . اگه کودکتون از صفحه سوزنی خوشش میاد . تمارین اولیه و بازیهای اولیه با صفحه سوزنی باشه . اگه کودکتون از نقاشی کشیدن خوشش میاد . تمارین اولی بازیهای اولیه کار با مداد و نقاشی کشیدن باشه.
پس به صورت خیلی خلاصه نکته ۲ میشه اینکه: نوع تمرین بازی مهم نیست . تمرینی باشه که مورد علاقه کودک باشه . شما علایق کودک رو مشخص کنین ، بازیهایی رو انتخاب کنین که تو حیطه علایق کودکتون قرار بگیره .
توی نکته یک ما گفتیم که تمرین و بازی حتماً باید قبل از یک رویداد خوشایند باشه . این رویداد خوشایند رو تعریف کردیم .گفتیم که بر اساس هر کودکی متفاوته و این رویداد خوشایند جز علایق کودکه . پس رویداد خوشایند مشخص شد . تو نکته دو گفتیم که تمارین هم باید مورد علاقه کودک باشه و کودک ازش خوشش بیاد .
پس ترکیب نکته یک با نکته دو میشه : تمارین خوشایند ، بازیهای خوشایند قبل از یک رویداد خوشایند .
خب توی این بحث یه نکته مهمی وجود داره که خانوادهها و گاهی هم درمانگران توی این نکته اشتباه میکنند . اون نکته مهم اینه که : ببینید توی شروع درمان و شروع توان بخشی لازم نیست که به کودک تمارین سخت بدیم ، توی شروع درمان لازم نیست به کودک تمارین چالشی بدیم ، توی شروع درمان لازم نیست به کودک تمارینی بدیم که کودک بلد نیست و به صورت خیلی خلاصه توی شروع درمان باید یک سری تمارین سادهای داده بشه که کودک بتونه اونا رو انجام بده . چرا ؟ چون وقتی به کودک تمارین سادهای داده بشه ، وقتی به کودک تمارینی داده بشه که مورد علاقه کودک هست ،کودک از انجام اون بازیها و تمارین خوشش میاد . تو این شرایط علاقه کودک بیشتر میشه ، وقتی کودک پیروزیهای بیشتری به دست بیاره، اعتماد به نفس و خود باوریش بیشتر میشه و این کودک در آینده هم همکاری بیشتری رو خواهد داشت .
حالا یک کودکی در نظر بگیریم که عکس این اتفاق بیفته . تو شروع درمان به کودک تمارین سخت داده میشه ، تمارین چالشی داده بشه ، تمارینی داده بشه که کودک بلد نیست ،کودک اونا رو درک نمیکنه خب این کودک دچار شکستهای متعدد میشه ، این شکستهای متعدد منجر به عدم همکاری کودک میشه و این عدم همکاری باعث بیمیلی و بیزاری کودک از تمارین و محیط درمانی میشه.
خونوادهها تو شروع درمان میپرسند :که آقای مهدوی ما چه تمرینی با کودکمون انجام بدیم؟ پاسخ من اینه : هیچ.
توی شروع درمان شما لازم نیست که تمارین درمانی خاصی با کودکتون انجام بدین . توی شروع درمان مهم اینه که تایمی که کودکتون همکاری میکنه ، تایمی که کودک باهاتون بازی میکنه این تایمه بیشتر بشه . اگه کودکتون سه دقیقه بازی میکنه این سه دقیقه بشه پنج دقیقه . اگه پنج دقیقه تایم همکاری داره این پنج دقیقه بشه هفت دقیقه .
پس برای خونواده هدف اول توی شروع درمان اینه که اون تایمی که با هم بازی میکنند اون تایمی که با هم تمرین انجام میدن بیشتر بشه .
و باز هم میگم نوع تمرین و نوع بازی اصلاً مهم نیست . این دیدگاه باید برای خانواده شکل بگیره که از شروع درمان و شروع توان بخشی چه انتظاری باید داشته باشه . انتظار باید این باشه که کودک درمانگر و محیط درمانی رو قبول کنه . انتظار اولیه این میتونه باشه که یک ارتباط مناسبی بین درمانگر و بین کودک شکل بگیره . انتظار اولیه این میتونه باشه که کودک همکاری مناسبی با درمانگرش داشته باشه . انتظار اولیهای میتونه این باشه که کودکتون با علاقه وارد کلینیک و اتاق درمان خودش بشه .
پس توی شروع درمان هدف این نیست که ما به کودک چیزی یاد بدیم یا اون چیزهایی که مشخص کردیم ، ارزیابی کردیم که تو اون حیطه ها ضعف داره ما تو شروع درمان مستقیماً رو همون ضعفهای کودک مداخله کنیم .