چه جوری کودک رو به تمرین و درمان شرطی کنیم؟ اولین قدم در درمان و توانبخشی کودک ایجاد یک ارتباط مناسب با کودک است. ما میتونیم این ارتباط مناسب رو ایجاد کنیم و به نوعی اولین قدم رو توی درمان و تمام بخشی کودک به درستی برداریم.
ببینید کودکی که به کلینیک مراجعه میکنه اگه ضعف در تعادل داره ، ما نمیتونیم براش توضیح بدیم که ببین تو ضعف در تعادل داری ، میای کاردرمانی و این تمارینو باید انجام بدی تا اون ضعف در تعادلت رفع بشه. یا مثلاً یک مشکل پردازش حسی داری، تو میای کار درمانی تا این مشکل پردازش حسیت رفع بشه. یا مثلا توی فعالیتهای روزانه زندگی : لباس پوشیدن ، بستن بند کفش ضعف داری، میای کار درمانی ، این تمارین رو انجام بدی تا اون ضعفات رفع بشه. اگه مثلاً مشکل در نوشتن داری میای کار درمانی تا ضعف در نوشتنت رفع بشه.
اما از طریق شرطی سازی کلاسیک ما میتونیم به صورت غیرمستقیم کودک رو به این فعالیتها و این ضعفهایی که داره علاقمند کنیم و به نوعی مسیر توانبخشی و درمان کودک رو تا حدودی هموار کنیم .
ببینید با شرطیسازی کلاسیک ما هم میتونیم کودک رو به محیط درمانی علاقهمند کنیم ، هم میتونیم کودک رو از محیط درمانی و توان بخشی بیزار کنیم.
اگه یک کودکی توی جلسه اول یا جلسات اولیه تمارین سختی بگیره ، تمارینی بگیره که متوجه اون تماری نباشه یا از توانایی کودک خارج باشه ، دچار شکستهای متعدد بشه ، تنبیه بشه ، این کودک همین حسها رو توی جلسات بعدی هم خواهد داشت یعنی اون حسها و اون هیجانهایی که توی جلسات اول گرفته ، همون حسها براش تداعی خواهند شد. حتی اگه کودک فقط صرفاً تو محیط درمانی حضور داشته باشه و درمانگر باهاش کار نکنه این کودک نسبت به حضور در کلینیک و جلسات بعدی حس و هیجان مناسبی نخواهد داشت.
حالا یه کودک دیگهای در نظر بگیریم که توی جلسات اول یا جلسهای اول بتونه تمارین سادهای رو انجام بده ، پیروزی های متعددی به دست بیاره ، تشویق بشه ، جایزه بگیره. این کودک همین هیجانها رو توی جلسات بعدی هم خواهد داشت . یعنی هیجانهای مثبتی که توی جلسات اول گرفته ، همون هیجانها توی جلسات بعدی تداعی میشه ، حتی اگه درمانگر باهاش کار نکنه و صرفاً کودک توی محیط درمانی حضور داشته باشه . این کودکی که جلسات اولیه خوبی داشته و هیجان مثبت زیادی گرفته ، مشتاق هست برای جلسات بعدی و حضور دوباره در اون محیط درمانی و همکاری با اون درمانگر.
پس استفاده از شرطیسازی کلاسیک و ایجاد هیجانهای مثبت و حس مثبت اولین قدم برای شروع توانبخشی و درمان کودک هست .
این وسط عدم آگاهی خانواده ، درمانگر ، کاردرمان، گفتاردرمان و عدم آگاهی اعضای تیم توانبخشی از شرطی سازی کلاسیک و یا استفاده نامناسب از شرطیسازی کلاسیک و یا شرطیسازی هیجانهای منفی کودک باعث میشه که اون پروسهای که کودک قراره طی کنه دچار چالش بشه.
مثلاً یک کودکی که توی کلینیکهای دیگه این هیجانهای منفی براش ایجاد شده و دچار ترس از محیطهای درمانی شده ، اومده توی کلینیک من ، تو اتاق من ، از تاتامی توی اتاق من هم میترسه. خونواده میگه که آقای مهدوی این از تاتمی اتاق شما میترسه چون فلان جا اذیت شده ، تمارین سخت گرفته و تو اون محیط به هیجانهای منفی و ترسها شرطی شده.
یا کودک دیگهای که از یک شهرستان دیگهای میاد مشهد ، خونواده میگه که ما از وسط راه که کودک متوجه میشه که ما داریم میایم مشهد ، گریه می کنه . چرا ؟ چون توی اون کلینیک اذیت شده ، تمارین سخت گرفته ، تنبیه شده . همه این هیجانهای منفی به وجود اومده و کودک از اون کلینیک که قبلاً میرفته بیزار شده و از شهر خودشون که میاد بیرون توی مسیر که متوجه میشه که داره میاد کار درمانی ، کودک گریه میکنه و همه اون هیجان هیجانهای منفی که توی کلینیک نشون میداده رو داره توی راه نشون میده و به نوعی میگه که من از اون محیط درمانی که قبلاً میرفتیم بیزارم .
خب پس یک کاربرد مهم شرطی سازی کلاسیک اینه که ما میتونیم کودک رو به تمرین و محیط درمانی شرطی کنیم . یعنی یه کودکی که عدم همکاری داره ، یک کودکی که لجبازی داره ، یک کودکی که تایم کمی تمرین انجام میده، میتونیم با یک سری اصول و یک سری قواعدی انجام بدیم که همکاری کودک بیشتر بشه یا اصلاً به نوعی به انجام تمارین و محیط درمانی شرطی بشه. خب حالا این اصول و قواعد و نکاتی که باید رعایت کنیم تا کودک شرطی بشه و همکاری بیشتری با ما داشته باشه رو براتون توضیح میدم : نکته اول اینه : انجام تمارین و بازیها قبل از یک رویداد خوشایند : اگه کودک آب بازی دوست داره بهش میگیم که چند تمرین یا بازی انجام بده بعد برو آب بازی کن . انجام تمرین و بازی قبل از یک رویداد خوشایند اگه کودک دوست داره تلویزیون نگاه کنه ، چند تمرین و بازی قبل از دیدن تلویزیون . اگه کودک دوست داره که مثلا کیک بخوره انجام تمارین و بازی قبل از خوردن کیک . اگه کودکی دوست داره نقاشی بکشه انجام بازی و تمرین قبل از خوردن کیک.
ببینید این موارد باید ثابت باشه و تکرار داشته بشه . با یک دفعه انجام این تمارین با یک دفعه انجام این نکات ؛ کودک شما شرطی نمیشه . این اصول باید تکرار بشه. شما علایق کودکتون رو پیدا کنید مثلاً دیدن تلویزیون ، خب برنامهریزی میکنین که انجام تمرین و بازی قبل از دیدن تلویزیون باشه . یا کودکتون مثلاً به خوردن کیک علاقه داره . خب انجام تمرین و بازی همیشه قبل از خوردن کیک باشه .
خب اینجا یک نکته خیلی مهمی وجود داره که ما حتماً باید بهش توجه کنیم . ببینید توی شرطی سازی کلاسیک محرک شرطی حتماً باید قبل از محرک غیر شرطی بیاد . یعنی انجام تمرین و بازی که محرک شرطی هست حتماً باید قبل از محرک غیر شرطی یا اون فعالیت لذت بخش بیاد. چون اگه غیر این باشه دیگه شرطی سازی کلاسیک اتفاق نمیافته برای همین اشتباهه که اگه ما به کودک بگیم که خوب اول آب بازی کن بعد بیا انجام بده اول تلویزیون نگاه کن بعد بیا تمارین یا بازیاتو انجام بده اول کیکتو بخور بعد بیا تمارین یا بازیاتو انجام بده اول بیا نقاشیتو بکش بعد بیا تمارین و بازیهاتو انجام بده . این روال اشتباهه و شرطیسازی کلاسیک اتفاق نمیفته . این نکته نکته خیلی مهمیه که عموما هم خانوادهها و گاهی هم درمانگرها توی این بحث اشتباه میکنن. حتما باید محرک شرطی که تمرین کردن ، بازی کردن هست قبل از یک فعالیت لذت بخشی بیاد یعنی این تو ذهن کودک بشینه که من همیشه بعد از انجام تمارین یه چیز لذت بخشی رو میگیرم و این میشه شرطیسازی کلاسیک .