توی بحث شرطیسازی ترسها یک نکته خیلی مهمی هم وجود داره . اون نکته مهم اینه که: بعضی از محرکها خیلی سریعتر شرطی میشن . بعضی از محرکها تازه اگر هم بخواهیم هم شرطی کنیم شاید نتونیم اون محرکها رو شرطی کنیم . مثلاً بعضی از محرکهایی که ذاتاً خطرناک هستند یا میتونن خطرناک باشن مثل مثلاً حیووناتی که خطرناک هستند :عقرب ، مثلا مار ، مثلا یا شرایطی که میتونن خطرناک باش: مثلاً ارتفاع ، مثلاً تاریکی، مثلاً دریا این محرک ها چون پتانسیل خطرناک بودن و آسیب رسان بودن رو دارن خیلی سریع شرطی میشن .
یکسری محرکها مثل اشیایی که دور و برمون هست : مثلاً ساعت ، پیرهن ،گوشی ، لامپ ، عروسک ، اسباب بازی اینا رو اگر هم بخوایم شاید نتونیم شرطی کنیم.
پس نکته مهم اینه که بعضی از محرکها به راحتی شرطی میشن یعنی به راحتی منجر به ایجاد حس ترس میشن . بعضی از محرکها هم شرطی کردنشون سخته .
مثلاً یک کودک از ساعت بترسه ، مثلاً یه کودک از لباس بترسه. اگر م بخوایم شاید نتونیم کودک رو به این ها شرطی کنیم. ولی شرطی کردن یک کودک و ایجاد حس ترس مثلاً به یه حیوون خطرناک ، به ارتفاع بلند ، به یه اسباب بازی خطرناک مثلاً مثل دوچرخه بسیار راحتتره .
یک نکته دیگهای که باید تو بحث ترسهای شرطی بهش توجه کنیم اینه که : خیلی از ترس های ما ناشی از مشاهده و شناخت ما هست ، ناشی از علم ما هست . ما حتماً نباید که تو شرایط شرطی سازی قرار بگیریم تا یکسری محرک های برای ما شرطی بشه. ببینید مثال میزنم . یک چرا یه دختری از سوسک میترسه چون دیده که مادرش جیغ زده از سوسک ترسیده . پس این دختر چون این شرایط رو دیده، پس میگه سوسک یک موجود ترسناکیه . اگر سوسک رو دوباره ببینه توش احساس ترس به وجود میاد .
یه مثال دیگه اینه که چرا هممون از عقرب و مار و اینجور حیوانات میترسیم ما که ممکن اصلاً اینا رو ندیده باشیم. چون علممون بهمون میگه که اینا حیوونات آسیب رسانین و خطرناک هستند. پس تو این مورد شناختمون و علممون اون احساس ترس رو به وجود میاره .
یک مورد مورد دیگه سلاح ، اسلحه ،هفت تیر . چرا از هفت تیر میترسیم ، هرچند که خالی باشه ؟ چون شناخت ما، علم ما به ما میگه که این هفت تیر یک آسیب رسان و خطرناک هست . پس از اون میترسیم به خاطر علم و شناختمون .
یه مثال دیگهای میتونه این باشه که چرا دریا ترسناکه ؟ چون احتمال غرق شدن وجود داره .