قبلا گفتیم که هیجانهای منفی : مثل ترس ، استرس و اضطراب به راحتی شرطی میشن . مثلاً اگه شما توی یک خیابونی تصادف کنین ، بعداً نسبت به اون خیابون یک حس بدی خواهید داشت. در صورتی که قبلاً اون حس رو نداشتین . یعنی شما به اون خیابونه شرطی شدین.
اگه با یک ماشین مدل ایکس تصادف کنید ، بعدا با دیدن ماشین های مشابه اون ماشین شما حس بدی خواهید داشت . اگه رفتین مسافرت و توی یک شهری تصادف کردین، بعداً نسبت به اون شهری که توش تصادف کردین یک حس بدی خواهید داشت . یعنی شما به اون شهری که قبلاً هیچ حسی نداشتین شرطی شدین و الان حس بدی دارین .
مشابه این هیجان های به راحتی شرطی میشن . میتونیم هیجانهای مثبت رو هم شرطی کنیم . ببینید یه مثال از شرطی کردن هیجان مثبت رو توی تبلیغات میتونیم ببینیم . مثلاً فرش ایکس رو میان با آقای ایگرگ توی تبلیغ میارن که ما به اون فرشه شرطی بشیم . چرا ؟ چون ما نسبت به اون آقا که مثلاً مشهور هم هست یه حس خوبی داریم با ترکیب این آقا و تبلیغ اون فرش بعد از تکرار چندین باره ما حس خوبی به اون فرشه پیدا میکنیم. یعنی ما نسبت به اون فرش شرطی شدیم ، در صورتی که قبلاً حس خوبی نداشتیم . الان یک حس خوبی داریم بعد دیدن اون تبلیغات.
یک مثال دیگه از شرطی کردن هیجانات مثبت اینه که اگه یکی یه خبر مثبتی بهتون بده ، یه خبر خوشی بهتون بده ،شما بعداً با دیدن اون فرد یه حس خوبی پیدا میکنین. یعنی شما به اون فرد شرطی شدین و یک حس مثبتی پیدا کردین به خاطر اون خبری که بهتون داده.
اینا شرایط مثبتی بود که میشه شرطی کرد . ولی یکسری اشیا که در واقع بده ، مضرره و منفی هست هم میشه شرطی کرد و به هیجان مثبت رسید. یعنی با دیدن اون شیئی که منفی هست باز هم ما میتونیم شرطی سازی انجام بدیم که اون شی که منفی هست به ما حس خوبی بده . باز هم مثلاً تو تبلیغات سیگاری که مضره برای سلامتی ، ضرر داره ، هزینه بر هست رو میشه با اشیای گرون قیمت و لاکچری ، ماشین گرون، خونه گرون ، ساعت گرون ترکیب میکنند که بعد از دیدن اون سیگار و اون مارک سیگار به ما حس خوبی بده. پس میشه اشیایی که منفی هست و مضر هست و بد هست هم را شرطی کرد . که بعداً اون اشیای منفی به ما حس خوبی بده .
ما باید به این نکات شرطی سازی توی درمان و توان بخشی توجه کنیم . ببینید طرز برخورد ما توی جلسات اولیه مخصوصاً جلسه اول ، تعیین کننده هیجان مثبت یا هیجان منفی کودک توی جلسات بعدی خواهد بود . اگه ما بتونیم توی جلسات اولیه یک هیجان مثبتی تو کودک به وجود بیاریم ، یک علاقه ، یک لذت ایجاد کنیم ، یه خوشی ایجاد کنیم ،کودک همکاری بیشتری در آینده خواهد داشت و یادگیری بیشتری خواهد داشت .
حالا اگه کودک دچار هیجانهای منفی بشه ، دچار استرس بشه ، ترس بشه، اضطراب بشه ، این هیجانهای منفی باعث عدم همکاری در جلسات بعدی خواهد شد . یعنی جلسات بعدی که ما با این کودک داشته باشیم قطعاً جلسات چالشی خواهد بود .
خب ببینید کودکی که دچار هیجان منفی شده ما باید یه تایمی بذاریم که این هیجان های منفی رو از بین ببریم . یعنی باید تلاش بیشتری بکنیم ، انرژی بیشتری بذاریم تا بتونیم این هیجان های منفی که ایجاد شده ، این ترسی که ایجاد شده ، این استرسی که ایجاد شده رو از بین ببریم .
ببینید قطعاً ایجاد هیجان مثبت از از بین بردن هیجانهای منفی که ایجاد شده خیلی راحتتر و آسونتر هست . من خودم توی جلسههای اول یا جلسه اولیه به خانواده میگم که بزار کودک راحت باشه ، هر کاری که توی اتاق میخواد انجام بده . من در حینی که دارم کودک رو مشاهده میکنم ، ارزیابی میکنم ، از خونواده هم تاریخچه گیری میکنم و اون اطلاعاتی که لازم هست رو توی جلسه اول به خونواده میدم .
این که جلسه اول کودک آزاد باشه ، باعث میشه که اون اتاق درمان رو به عنوان یک محیط بازی در نظر بگیره ، که تقریباً آزاده توش ، تقریباً هیچ فشاری روش نیست، هیچ استرسی رو تحمل نمیکنه و میتونه به راحتی بازی کنه . این سبک باعث میشه که اون هیجان های مثبتی که ما لازم داریم توی جلسه اول ایجاد بشه و جلسههای بعد از جلسه اول کودک علاقه و همکاری بیشتری داره .
یک نکته دیگهای که خیلی خیلی مهمه و ما باید تو بحث شرطیسازی بهش توجه کنیم اینه که کودک میتونه هیجانها رو تعمیم بده . یعنی اگه شما توی خونه با کودکتون رفتار مناسب نداشتین و مثلاً خواستین یک بازی مثلاً حلقه هوش انجام بدین ، مثلاً یک کار با مداد انجام بدین که این شرایطی که شما ایجاد کردین با استرس بوده ، با فشار بوده ، منجر به اضطراب کودک شده ، کودک ترسیده و از اون حلقه هوش یا اون مداده حس بدی گرفته .
این حس بد رو دوباره هر جا که اون حلقه هوش و کار با مداد ببینه، دوباره نشون میده. یعنی اون هیجانی که از تو خونه ایجاد شده میاد توی کلینیک هم ایجاد میشه .یا برعکس میتونه یکی از هیجانهای منفی توی کلینیک ایجاد بشه ، توی کلینیک با کودک رفتار مناسبی صورت نگیره ، کودک دچار استرس و اضطراب بشه ، اون هیجانهای منفی رو دوباره بیاد مثلاً توی خونه نشون بده .
اگه فرض کنین که یه بازی با توپی قرار بوده تو کلینیک انجام بشه و کودک خوب انجام نداده و رفتار مناسبی با کودک انجام نشده ، شما بخواین اون بازی توپ رو تو خونه انجام بدین ، به احتمال زیاد کودک اون هیجانهای منفی که یاد گرفته رو میاد توی خونه هم نشون میده. یعنی اون محرک های که برای کودک استرس زا هست ، اضطراب میاره ، ترس میاره ، هیجان منفی میاره ، اون محرکها اگه جای دیگهای هم دیده بشن ، همون هیجانها رو ایجاد میکنند ، همون احساس ترس رو ایجاد میکنند ، همون احساس استرس و اضطراب رو ایجاد میکنند.
این خیلی نکته مهمی هست که گاهی پیش میاد . خونواده رفتار مناسبی با کودک نداره . اون رفتار نا مناسب میاد تو کار درمانی یا گفتار درمانی اختلال ایجاد میکنه و برای همین من به بعضی از خونوادهها که نتونستن یک ارتباط مناسبی با کودکشون بگیرن میگم که فعلا هیچ تمرینی تو خونه با کودک انجام ندین . چون شما دارین به نوعی کودک رو از توان بخشی ، از آموزش ، از کار درمانی ، از گفتار درمانی، شما دارین بیزار می کنین ، به خاطر اون رفتار نادرست و اون برخورد نادرستی که داشتین.
و برعکس این قضیه هم صدق ممکنه . درمانگری این احساس ترس و این احساس بیزاری از خدمات ، توانبخشی و آموزش رو ایجاد کنه. همه این شرایط محتمله . اون نکته مهم اینه که ما چه درمانگر ، چه خونواده آگاه باشیم که این هیجانهای منفی ایجاد نشه .چون اگه ایجاد بشه پروسه توانبخشی و درمان کودک رو به نوعی به چالش میکشونه. اون مسیر که کودک میتونه خیلی سریعتر طی کنه با این هیجانهای منفی خیلی آهسته تر و دیرتر طی میکنه .